نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٠
استفاده میکند ، و مادامی که این اعتبار هست ، این حاجت رفع شدنی است ، و مادامی که حاجت هست ، از این اعتبار گریزی نیست . منتها این سؤال پیش میآید که مقیاس اولی برای تعیین ارزش چیست ؟ اگر اسکناس را به ازاء پول طلا قرار بدهیم ، معیار اولی ، جنسیت یا کار به قول سوسیالیستها خواهد بود ، ولی اگر پای طلا به میان نیاید ، فرضیه مشکل است . و نیز در اینجا جای این هست که در باب ربای معاملی ، یعنی بیع مثل به مثل در اسلام بحث شود که فلسفه حرمت این گونه معاملات چیست ؟ چرا اگر مثلا گندم به پول ، و پول دوباره به گندم تبدیل شود ، معامله صحیح است ، ولی اگر گندم به گندم تبدیل شود ، صحیح نیست ؟ حتی گندم بهتر را با گندم بدتر ، و خرمای بهتر را با خرمای بدتر به نص حدیث نبوی نمیتوان با تفاضل معاوضه کرد . شاید علت این است که فقط در مورد این که دو کار غیر مشابه با دو جنس غیر مشابه اگر معاوضه شوند ، چون رغبات و حوائج متفاوت است ، رسما کار معین در مقابل مثل خودش و اضافه کار واقع نشده ، برخلاف معاوضه جنس به جنس با تفاضل که رسما کار در مقابل کار مثل خود ، به اضافه کار ، واقع شده است . در مورد جنس بهتر و بدتر ، مثل خرمای خوب وبد ، چون خوبی و بدی این متاعها معمولا معلول تکامل طبیعی است نه تکامل تدبیری انسان ، یعنی [ معلول ] کار بیشتر و زحمت بیشتری است که در طول نسلها روی آنها کشیده شده است . مسئله ارزش و کار فقط در ربای معاملی قابل بحث است ، و اما در ربای قرضی مورد ندارد مگر از لحاظ این که گفته میشود پول مولد نیست ، و این بحث را علیحده خواهیم کرد .