نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٥
که ابزار تولید بایستی در خدمت اجتماع انسانها یا جامعه انسانیت به کار
رود . و به عبارت دیگر ، مالکیت اجتماعی ، مالکیت نیست و فقط وسیله
سادهای است در خدمت انسان و تمدن . از طرف دیگر عبارت " تولید به
منظور استفاده و نه به منظور سودجویی هدایت شود " ( که در عبارت
برتراند راسل بود و قبلا گذشت ) برای تعریف جامعه سوسیالیستی کافی نیست
. محصول تولیدی همه کشورها امروزه لااقل در زمینه صنایع اصلی ، یک محصول
مصرفی است ولی استفاده و مصرف جنگی ، اقتصاد دولتی هم که صفت مشخصه
قرن ماست همچنان که بعدا خواهیم دید اقتصاد مصرف است نه سودجویی . این
هم اقتصادی است که در آن ، نیروی محرکه تولید ، دیگر سودجویی نیست بلکه
احتیاج است ، منتها این احتیاج از آن مردم نیست و احتیاج ملی است " .
هدف سوسیالیسم این است که تولید به نفع عامه مردم و در خدمت انسان و
تمدن قرار گیرد ، و تا کنون سوسیالیسم نتوانسته که این
> تصاحب کرده است ، یعنی از همان طرقی که خود سوسیالیستها مالکیت فردی را مشروع میدانند ، به چه دلیل و به چه مجوزی اجتماع حق دارد آن را از صاحب اصلی انتزاع کند ؟ حداکثر آنچه گفتهاند ، فرضیه ارزش اضافی و ثبات سرمایه و تغیر نیروی کار است که مدعی هستند سود و اضافه ارزش ، محصول نیروی کارگر است . اولا ما قبلا اثبات کردیم که فرضیه ارزش اضافی مارکس و تقسیم سرمایه به ثابت و متغیر ، صحیح نیست . ثانیا لازمه این نظر این است که سود سرمایهدار نامشروع است ، اما به چه دلیل ابزار تولید باید از سرمایهدار منتزع و به اجتماع داده شود ؟ بلکه حداکثر این است که سرمایه سرمایهدار را باید به خود او برگرداند و ارزش اضافی را به کارگر داد . این که سوسیالیسم نیست ، سوسیالیسم آن است که بتواند مالکیت ابزار تولید را از روی دلیل ، حق اجتماع معرفی کند .