نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٢
ارزش ایجاد نماید . در مثال بالا اگر کارگر برای ایجاد یک روز کار ده
ریال مزد میگیرد ، فقط پنج ساعت کار او برای ایجاد ارزش معادل ده ریال
کافی است ، ولی کارفرما به پنج ساعت کار قناعت نمیکند بلکه کارگر را
ده ساعت یا بیشتر به کار وا میدارد . اگر باز فرض کنیم این کارگر در
یک روز ده ساعت کار میکند ، زمان کار او به دو قسمت که هر یک پنج
ساعت است تقسیم میگردد . مدت پنج ساعت اول ، لازم و کافی است تا
کارگر به اندازه مزدی که میگیرد ( ده ریال ) ارزش ایجاد نماید [١] .
این مدت پنج ساعت ، یا قسمت اول مدت کار روزانه را به اصطلاح علم
اقتصاد " زمان کار لازم " مینامند . پس ارزشی که در نیمه دوم مدت کار
روزانه به توسط کار این کارگر ایجاد میگردد ، برای کارفرما سود خالص
است . این ارزش را که کارگر علاوه بر نیروی کار خود ایجاد مینماید "
ارزش اضافی " و نیمه دوم مدت کار روزانه را " زمان اضافی کار "
مینامند " .
ایرادی که اینجا هست این است که چرا قانون رقابت در خرید ، نسبت به
این کالای ممتاز ، یعنی نیروی کار ، حکمفرما نیست ؟ و بالاخره چرا قانون
عرضه و تقاضا ، نسبت به این کالا لنگ است ؟ مسلما وقتی که چنین نیروی
صرفهداری باشد مشتری زیاد پیدا خواهد کرد ، یعنی کارفرما زیاد خواهد شد و
تقاضای زیاد ، بها را
[١] عجبا ! آیا علت این که نیروی کارگر قادر است بیش از مقدار کاری که صرف تولید و ایجاد آن شده است کار ایجاد کند جز این است که طبیعت زنده است و طبیعت زنده مطلقا ولو در زراعت یا حیوان ، این توانایی در او هست ؟ ! .