نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٧
و کمال و عدالت نزدیکتر باشد ، از نظر اول ، علمی است توصیفی و بیانی ،
و از نظر دوم ، علمی است دستوری ، تفاوت این دو نوع از قبیل تفاوت
روانشناسی است با اخلاق ، که اولی توصیفی ، و دومی دستوری است . قوانین
اقتصادی را نیز از دو جنبه میتوان مورد مطالعه قرارداد ، یکی از نظر
توصیفی ، یعنی اینکه جامعه انسانی از نظر روابط تولیدی ، چگونه خود به
خود تحول پیدا میکند تا آنجا که به سوسیالیزم منتهی میشود ، فرضا قبول
کنیم که کاپیتالیسم جبرا به سوسیالیسم منتهی میشود ( در صورتی که مورد
تردید ، بلکه انکار است ) از این نظر سوسیالیزم را در شکل تاریخی خود
مطالعه کردهایم . ١ ولی یک وقت سوسیالیزم را به عنوان یک طرح و یک
نقشه عالی مبتنی بر حقوق انسانی که عامل انسانی میخواهد نقش خود را در
ایجاد آن ایفا کند ، و آن طرح قادر است سعادت همگانی را تأمین کند ،
مطالعه میکنیم ، از این نظر فنی است دستوری ، و تنها در این صورت است
که خود سوسیالیزم علم است . این که گفته شد : " سوسیالیسم علمی ، مبتنی
است بر بررسی وقایع و تحقیق درباره قوانینی که این وقایع را میآفریند و
بهرهبرداری . . . و تفهیم طبقات . . . " مثل این است که میان این دو
نوع علم تمیز و تفکیک واقع نشده است .
علی هذا هیچ مانع و دلیل مخالفی نیست که افکار صحیح
[١] و سوسیالیسم یک پدیده اجتماعی خواهد بود ، مانند کاپیتالیسم و غیره ، ولی خود سوسیالیسم علم نخواهد بود ( بلکه علمی است نه علم ، و فرق است میان علم و ع لمی ) همان طوری که کاپیتالیسم علم نیست . علم عبارت است از قوانینی که بر اجتماع حاکم است نه خود اجتماع ، همان طوری که قبلا گفتیم که اگر علمی داریم به نام جنین شناسی که تحولات جنینی را بیان میکند تا آخرین مرحله ، دلیل نمیشود پ س خود جنین یا طفل ، علم است .