نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٨
طبیعی بدانیم از قبیل حالت " جوجهای " یا " مرغی " یا " تخم مرغی " ، یا حالت جوانهای یک شاخه و رشد کردن او و شکوفه دادن او و میوه دادن او ؟ یا باید آن را از قبیل یک قانون طبیعی ثابت از قبیل قانون ترکیبات شیمیاوی یا قوانین حیاتی و قوانین تکامل بدانیم ، و حداقل این است که آن را یک علم دستوری بدانیم نه علم توصیفی و بیانی . از نظر ما زندگی اجتماعی بشر یک سلسله قوانین ثابت دارد که همان قوانین ، قوانین تکامل زندگی بشری است . گذشته از عوامل ناخود آگاهی که بشر را به سوی تکامل قهرا هدایت میکند مانند تکامل صنعتی ابزار تولید و غیره خود بشر نیز باید یک راه علمی را با دستور و برنامه و اختیار اجرا کند . آیا نمی توان برای جامعه بشری فرمولهای ثابت هدایت کننده و پیش برندهای قبول کرد که بشر با برنامه و اندیشه و اراده باید آن را عملی سازد ؟ ! جبر تاریخ به شکلی که مارکسیستها گفتهاند مورد انکار سوسیالیستهای دیگر است ، و ما اصل جبر تاریخ را قبول داریم ولی نه به صورت جبر اقتصادی بلکه به صورت جبر فلسفی . معلوم شد سوسیالیزم علمی منحصر به سوسیالیزم مارکس نیست ، بلکه سوسیالیزم مارکس بر فرض صحت تئوریهای مارکسیسم ربطی به علم و علمی ندارد . مارکسیسم بر فرض صحت و درستی ، یک نوع تفسیر خاص برای تاریخ است ، یعنی یک فلسفه خاص برای تاریخ است مبتنی بر ماتریالیسم و تضاد یا ماتریالیسم دیالکتیک . روی این فلسفه ، اجتماع بشری جبرا و قهرا بر طبق اصالت ماده در زندگی بشر و محرکیت اقتصاد برای تاریخ ، و بر طبق اصالت ماده در زندگی بشر و محرکیت اقتصاد برای تاریخ ، و بر طبق اصول تنازع و مبارزات طبقاتی ، مسیری را طی میکند و این خط سیر از اشتراک