نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٩
ممکن است اینها برای حفظ سیاست و سیادت خود فلسفه افقار ملت را عمل کنند و برای اینکه بردگان را در حال بردگی نگهدارند مانع تکثیر و افزایش بشوند و احیانا مازاد را از بین ببرند . این جهت مربوط است به سرمایهداری . یکی دیگر از اموری که مانع رشد و تکثیر و توزیع است اشتراک عمومی واصل " کار به قدر استعداد و خرج به قدر احتیاج " است که قبلا گفته شد . پس دو چیز مانع رشد ثروت است . یکی حبس و توقیف مواد اولیه معیشت که عمل سرمایهدارها است و یکی حبس و متوقف ساختن فعالیت که عمل اشتراکیون است . یکی از مشخصات سوسیالیسم را " اداره اجتماع از روی شعور و اراده " ذکر کرده اند و این را از لوازم اشتراکیت سرمایه و کار دانستهاند . به عقیده ما این موضوع از لوازم اشتراکیت نیست . اسلام این اندازه کنترل و حکومت را جایز میداند . یک مطلب این است که آیا لازم است اجتماع از لحاظ اقتصادی از روی شعور و اراده اداره شود یعنی حکومت تولید و توزیع را در اختیار بگیرد ؟ نقطه مقابل آن آزادی تولید و توزیع است که در سرمایهداری هست و موجب هرج و مرج میشود . مطلب دیگر این است که قانون اجازه ندهد که خواستههای مردم منبع درآمد باشد بلکه منبع درآمد را محدود کند به مصالح بشریت . نقطه مقابل آن این است که هر چه تقاضایش وجود پیدا کرد عرضه شود و احیانا تقاضای کاذب با ایجاد زمینههای بدبخت کننده