نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠
هست ؟ قطعا شق دوم صحیح است . پس آنچه گفته شد که " موضوع بحث و مطالعه علم اقتصاد ، قوانین ابتدائی است که انتظام دهنده روابط تولید اجتماع سرمایه داری تجاری است " ناقص است ، مگر آن که گفته شود مقصود از اجتماع سرمایه داری تجاری ، مطلق اجتماعات مبادلهای است ، پس این اشکال وارد نخواهد بود . ثانیا همان طوری که اجتماع فئودالی روی قوانین خاص اقتصادی ، منتهی به سرمایه داری ، و سرمایه داری منتهی به سوسیالیستی میشود ، اجتماع اشتراکی اولیه نیز روی یک سلسله قوانین طبیعی که مافوق اراده و شعور مردم است ، به اجتماع فئودالی منتهی شده ، پس اجتماع اشتراکی اولیه نیز در عین این که با اراده و شعور ، از لحاظ اقتصادی تنظیم میشده ، به حکم قوانینی مافوق اراده و شعور جامعه ، متکامل شده و به صورت اجتماع فئودالی درآمده است ، آیا آن قوانین مافوق شعور اجتماع ، روابط اقتصادی است ؟ پس آن اجتماعات نیز تابع قوانین لا یشعر اقتصادی بوده است . اگر آن قوانین ، قوانین غیر اقتصادی چرخ تاریخ ، پس فلسفه " مارکس " مبنی بر این که " محرک اصلی چرخ تاریخ ، روابط اقتصادی است " غلط است . ثالثا اگر در اجتماع کمونیستی ، روابط اقتصادی به واسطه عدم مالکیت فردی و عدم مبادله و فقدان ارزش پول ، وجود ندارد و از این جهت اقتصاد وجود ندارد ، پس معنی این که " روابط تولیدی غامضی خواهد بود " چیست ؟ و اگر روابط تولیدی هست ، پس چرا علمی که آن روابط را توضیح میدهد " اقتصاد " نیست ؟ مگر این که گفته شود مقصود از علم اقتصاد ، علم به قوانین طبیعی خارج از اختیار بشر در روابط تولیدی است . در اجتماع آینده ، روابط تولیدی هست ، ولی خارج از اختیار بشر نیست ، قوانین طبیعی نیست ، قوانین ارادی