نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٧
نشود ، دیگر اینکه فعالیت ، آزاد و محترم باشد ، یعنی ثمره فعالیت به
فعال برگردد .
در اینجا دو مطلب است ، یکی اینکه تزیید سرمایه ملی یا شخصی به چه
نحو و چه کیفیتی باشد ؟ به هر نحو شد درست است یا آنکه محدودیتی دارد ؟
معمولا اقتصادیون ، تمایلات و خواستههای بشر را ، ولو خواستههای مصنوعی و
انحرافی ، سرچشمه درآمد میدانند ، ولی اسلام مسأله تقاضا را به هر نحو
باشد سرچشمه درآمد مشروع نمیداند ، خ ود تقاضاها را مشروع نمیداند و
کنترل میکند و به علاوه ، پاسخ گفتن به این تقاضاها را غیرمشروع میداند ،
ولی مادیون اقتصادی حتی تقاضای نامشروع مثل اعتیاد به مواد مخدر ایجاد
میکنند تا راه درآمد خود را باز کنند . اینجاست که زیان انفکاک اقتصاد
از اخلاق و معنویت روشن میشود [١]
مطلب دیگر این که در تقاضاهای مشروع ، چه چیزی سبب ازدیاد میشود و چه
چیزی مانع ازدیاد میشود ؟ هم سرمایهداری و تملک بر منابع اولیه ثروت ،
و هم اشتراک کلی ، مانع ازدیاد و افزایش ثروت است .
در مسئله ازدیاد ، بحث حقوق فرد یا جامعه و یا مسئله استثمار فرد مطرح
نیست .
[١] ولی در واقع و بالمال و از نظر زمان نامحدود ، اقتصاد از اخلاق غیر قابل انفکاک است .