نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٨
آیا این اصل درست است : " کار به قدر استعداد و خرج به قدر احتیاج
" ؟ معنیش این است که همه مردم مانند اعضاء یک پیکر به هر اندازه
میتوانند باید کار کنند و به هر اندازه هم احتیاج دارند باید خرج کنند .
ممکن است کسی استعداد کارش زیاد و اما احتیاج و عائلهاش کم باشد ،
یعنی زائد بر مقدار احتیاجش استعداد کار داشته باشد و باید به هر حال هر
چه در استعداد دارد کار کند ولو آنکه یک دهم آن را خرج کند و نه قسمت
دیگر باید به صندوق عمومی و ملی یعنی صندوق دولت ریخته شود ، و ممکن
است کار بر عکس باشد ، یعنی احتیاج بیش از استعداد کار باشد ، باید
مازاد را از دیگران بگیرد ، ولی باید دستگاه اداری ملی یعنی دولت وجود
داشته باشد که مازاد را از آن بگیرد و به این بدهد . یک عیب این اصل
این است که منجر به استثمار است ، دیگر اینکه اصل تکثیر ثروت را از
بین میبرد و رقابت میدان آزاد مسابقه را از بین میبرد و فعالیت و تکثیر
را متوقف میکند . به عبارت دیگر اصل آزادی همان طوری که در اجتماع و
سیاست باید محفوظ بماند در اقتصاد نیز باید محفوظ بماند . آزادی شغل و
کار در اعلامیه حقوق بشر بدون آزادی در استفاده ، بی معنی است .
یکی از چیزهایی که مانع رشد و افزایش ثروت عمومی است تصاحب
سرمایههای عمومی به دست مالکین خصوصی است .
[١] آنچه در احیاء موات و در احتکار و در آیه گنج طلا و نقره آمده است برای همین است .