نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١١
این عمل زشت را آزادیخواهی و دموکراسی میگذارد . اینها از لحاظ سیاست به مفهوم امروز صحیح است اما از لحاظ بشریت غلط است . ب . نوع دوم تحصیل درآمد از طریق اغفال و اضلال است . بیع کتب ضلال از این قبیل است . در اسلام شکستن سکه تقلبی و از بین بردن کتاب تقلبی واجب است . البته خرید و فروش آنها برای کسانی که قدرت تفکر و تجزیه و تحلیل دارند مانعی ندارد اما برای کسانی که فاقد این قدرتند صحیح نیست . امروز به نام آزادی عقیده و فکر ، نشر هر کتابی و خرید و فروش هر کتابی را صحیح میدانند ، اما اسلام این راه درآمد را به روی پیروان خود بسته است . تدلیس ماشطه و نجش از این قبیل است ، مدح من لایستحق المدح از این قبیل است ، کهانت نیز از این قبیل است ، بلکه تحریم ساختن و مبادله مجسمه نیز از این قبیل است ولو آنکه جنبه حریمی و مقدمی دارد . ج . تقویت دشمنان به هر نحوی باشد ، از این نوع است . بیع سلاح به اعداء دین ، بلکه هرگونه خرید و فروشی که سبب شود دشمن ، قوی و دوست ، ضعیف شود در اسلام ممنوع است . اگر خرید و فروشی سبب شود که بنیه نظامی یا اقتصادی یا فرهنگی دشمن قوی و متقابلا بنیه نظامی ، اقتصادی ، فرهنگی خودی ضعیف شود ممنوع است . فروش نسخ خطی قیمتی به آنها از این قبیل است . فروش موادی از قبیل نفت به آنها از این قبیل است . موارد زیادی ، اهل اطلاع در این زمینه میتوانند پیدا کنند . د . تحصیل درآمد از راه تولید یا خرید و فروش و مبادله موادی که استعمال آنها برای بشر زیان دارد و یا فائدهای ندارد و از نوع هوسهای کودکانه است .