نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٧
محصول بیشتر انجام میدهد [١] . در گذشته چنین نبود ، در گذشته سرمایه
دار فقط نیروی کارگر را میخرید و ابزار سادهای در اختیار او قرار میداد و
با محصول کار کارگر تجارت میکرد ، ولی امروز ماشین میخرد و ماشین قدرت
دارد صد برابر کارگر کار کند ، ماشینها جای انسان را گرفتهاند ، ماشین ،
انسان فلزی است ، ماشین قادر است اضافه ارزش تولید کند ، صدها برابر
کاری که صرف تولید وی شده است ارزش تولید کند ، ماشین ، برده مشروع
اجتماع بشری است . پس حقیقت ، درست عکس نظر کارل مارکس است ،
ماشین ، سرمایه متغیرتر از نیروی کارگر است ، و در عین حال چنان که بعدا
خواهیم گفت همین جهت پایه و مبنا و اصل اساسی توجیه کننده سوسیالیسم
است . مشخص اصلی سرمایهداری جدید این است که سرمایهدار ماشین را با
این قدرت عظیم در اختیار خود قرار میدهد ، در صورتی که او نه خالق ماشین
است و نه مخترع آن ، فقط خریدار و مالک او است .
آیا اینچنین منبعی میتواند مملوک شخصی باشد ؟ یا حتما باید مانند
منابع عمومی طبیعی در اختیار عموم باشد ؟ ماشین از آن نظر این قدر قدرت
تولید دارد که جای شعور مستقیم انسان را گرفته است ، به علاوه نیروی عظیم
فلز و بخار و برق و غیره ، در حقیقت انسان است با عضلات فلزی و نیروی
برق و بخار . در حقیقت شعور
[١] آنچه در قدیم در مورد کارفرما ( ابزار کار ) میگفتند که کارفرما کار میکند و کدبانو لاف میزند ، به طور حقیقت در مورد ماشین صدق میکند ، والا کارفرمای قدیم فقط ابزاری بود به دست انسان ، و انسان بود که با آن کار میکرد ، در قدیم انسان مثلا با شمشیر آدم میکشت ، ولی حالا موشک شهری را خراب میکند . ابزار بودن ماشین برای انسان ، در حال حاضر ، نظیر ابزار بودن انسان برای انسان است .