نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٨
الاحوط تقسیمه فی فقراء بلده و احوط من ذلک ان لم یکن اقوی ایصاله الی نائب الغیبة ، کما ان الاقوی حصول الملک لغیر الشیعی ایضا بحیازش ما فی الانفال من العشب و الحشیش و الحطب و غیرها بل و حصول الملک لهم ایضا للموات بسبب الاحیاء کالشیعی " . اینجا بار دیگر اهمیت مسئله حکومت و ولایت از یک طرف و کوتاهی نظر فقهاء شیعه از طرف دیگر ظاهر میشود . چگونه ممکن است غیبت امام سبب شود این فلسفه بزرگ معطل بماند و اراضی انفال حکم اموال شخصی و منقول را پیدا کند ؟ ! آیا از اخبار احیاء موات که میفرماید : " « من احیی ارضا مواتا فهی له » " میتوان فهمید که اراضی موات که جزء انفال است لااقل در زمان غیبت ملک احیا کننده میشود ؟ به نظر ما نه ، زیرا اولا این اخبار از رسول اکرم است و ممکن نیست ناظر به خصوص زمان غیبت باشد ، و ثانیا مفاد " هی له " بیش از اختصاص و اولویت نمی فهماند ، خصوصا که در بعضی اخبار احیاء موات وارد شده که احیاء کننده باید خراج بپردازد ، خراج پرداختن با مالکیت شخصی جور در نمیآید ، و ثالثا بعید نیست که تصرفات خرید و مالکانه احیا کنندگان اراضی موات یا کسانی که از زمینهای محیاش به آنها رسیده است یعنی از قطایع ملوک یا اراضی صلح به آنها رسیده ، تصرفات مالکانه آنها به اجازه امام باشد نه اینکه ملک طلق آنهاست .