نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥
غیر تولیدی و کارهای انحرافی در آن صرف بکند [١] ، و بالاخره فعالیت
مفید و سالم راه درآمد نباشد ، و نیز بدا به حال اجتماعی که هر چند راه
درآمد غیر مشروع را بسته است اما راه درآمد مشروع را از نظر شخصی نیز
باز نگذاشته و تز " کار به قدر استعداد و خرج به قدر احتیاج " را پیش
کشیده است . جل الاسلام که هم طرفدار مالکیت اختصاصی است و هم تربیت
ایمانی دارد و راه درآمد غیرمشروع را بسته است .
ما هیچ احتیاجی نداریم به تزی که از آن سوی دیوار آهنین یا از ماوراء
بحار برای ما بیاورند ، تز اسلام کافی است . ما باید به طور قطع بدانیم
که از راه مشروع صد پارچه ملک درست نمیشود . در حدیث است که : " ده
هزار درهم از راه مشروع جمع نمیشود " [٢] . البته این نسبت به زندگی
آن روز است ، مقصود این است که همیشه درآمد مشروع حد معینی دارد و
بالاتر از آن از راه مشروع به دست نمیآید ، نه این که اگر به دست آمد
باید از او گرفت ، غلط ترین تزها تحدید مالکیت است ، ما سر جوال را ول
کرده ایم واصل " من أین لک هذا " را فراموش کردهایم و از راه تحدید و
اشتراک میخواهیم وارد شویم . تز " من این لک هذا " که تز عمر است از
تز تحدید مالکیت یا اشتراک بسیار ارجمندتر است [٣] .
خلاصه و کلاسه مطلب اینکه : اسلام طرفدار تقویت بنیه اقتصادی است اما
نه به عنوان اینکه اقتصاد خود هدف است ، یا تنها
[١] این جهت مربوط است به فرهنگ و دادگستری و ایمان . [٢] " وسائل الشیعه " جلد ١٢ ، کتاب التجارش ، باب ٨ ص ٢١ ، به نقل از " تهذیب " ج ٢ ص . ١٠٠ [٣] رجوع شود به " عبقریة عمر " عقاد .