نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٠
ساعتهای طولانی برای ساختن و پرداختن آن به هدر رفته باشد " . این بیان ، چندان تازه نیست ، فقط مؤید نظری است که قبلا گفتیم که کار ، مساوی ارزش نیست ، موجد ارزش است ، همچنان که جنس و فرم و ابتکار نیز موجد ارزش است . حقیقت ارزش عبارت است از مفید و مطلوب بودن در زمینه عدم عمومیت و رایگانی ، و به عبارت دیگر ، در زمینه ندرت ، و یا به عبارت دیگر ، در زمینه قابلیت تخصیص و انحصار . ایضا در همان صفحه میگوید : " نتیجه منطقی نظریه مارکس این است که ارزش ، در زمان ، تغییر نمیکند ، ولی همه میدانیم که این طور نیست ، شراب خوب با گذشت زمان ارزش بیشتری مییابد ، حال آن که . . . " این ایراد باید به دو ایراد تجزیه شود ، یکی این که عامل زمان ، بما هو هو ، ایجاد ارزش میکند به عنوان قدمت ، مثل عتیقهها ، سکههای قدیم ، خطوط قدیم ، بناهای قدیمی ، امثال اینها . دیگر این که خود طبیعت در طول زمان تأثیراتی میکند که ارزش را بالا میبرد . ترشی کهنه ، سیر هفت ساله و غیره از این قبیل است . معلوم میشود که طبیعت مرده ( البته طبیعت نه صنعت ) نیز احیانا مانند طبیعت زنده ، مولد ارزش میشود ، از راه این که عمل میکند ، با این تفاوت که طبیعت زنده ، مولد مثل است و افزایش دهنده است ، ولی طبیعت جامد فقط تغییرات کیفی میدهد . از مجموع آنچه گذشت معلوم شد که ارزش ، نه ذاتی اشیاء