نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٤
کمتری دارد ، مثل این که فی المثل شخص افلح مأمور پف کردن ، و شل مأمور
نامه رسانی و ضعیف البصر مأمور دیدهبانی شود .
نهم : در نظریه " ارزش = کار " به کار فقط از جنبه مادی و صرف
انرژی ، و به عبارت دیگر از جنبه مشترک حیوانی و باربری توجه شده است
[١] ، ارزش و اهمیت کارها متناسب با مقدار انرژی که معمولا برای
ایجاد آنها لازم است در نظر گرفته شده و به جنبههایی که انسان با یک
قدرت معنوی ، یعنی با ابتکار و به واسطه هوش و استعداد و ذوق ، آن را
بهتر و عالیتر ایجاد میکند توجه نشده است . اگر همه کارها از قبیل عملگی
بود مطلب از همین قرار بود . کارهای به اصطلاح ساده ، همین طور است ،
اما کارهای عالی و انسانی این طور نیست . آیا ارزش تألیفات ، نقاشیها
، خطاطیها ، منبت کاریها ، خاتم کاریها ، کاشی سازیها ، بستگی به مقدار
کاری دارد که صرف آنها شده است ؟ آیا اگر فی المثل حافظ و سعدی
میخواستند از حق التألیف کتابهای خود استفاده کننده و ثروت سرشاری به
دست میآوردند ، به واسطه کار زیادی است که کردهاند یا به واسطه ابتکار
و الهامی است که دریافتهاند ؟
دهم : این که طرفداران " ارزش = کار " قطعی و مسلم میگیرند که انسان
همواره کوشش میکند از تلاش خود سود بیشتری ببرد ، پس
[١] طبق این نظریه یک کشاورز که با یک گاو زراعت میکند ، زمین را شخم میزند و صاف میکند و با او خرمن را میکوبد ، سهم گاو از سهم انسان که نقشه و ابتکار عمل در دست او است بیشتر است ، زیرا گاو انرژی بیشتری مجموعا صرف کرده است .