نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩
اقتصاد کهن خانوادگی دهقانی ، خواه اقتصاد اجتماع سوسیالیستی آینده - موجود میباشد . موضوع بحث و مطالعه علم اقتصاد ، همین قوانین ابتدائی است که انتظام دهنده روابط تولید اجتماع سرمایه داری تجاری میباشد " . از اینجا معلوم میشود که مقصود نویسنده از " روابط اقتصادی " که در آغاز مطلب گفت ، روابط طبیعی است ، زیرا روابط اعتباری و قراردادی در اجتماع اشتراکی نیز هست و آنچه مایه اختلاف اجتماع اشتراکی و اجتماع سرمایه داری هست ، این است که اجتماع سرمایه داری با قوانین طبیعی اداره میشود و اجتماع اشتراکی با قوانین ارادی و اختیاری . سپس میگوید : " ممکن است از آنچه گذشت ، چنین نتیجه بگیریم که علم اقتصاد در اقتصاد طبیعی قدیمی و اجتماع کمونیستی که هر دو به واسطه اراده با شعور یگانهای اداره میشوند هیچ موضوعی که قابل بحث باشد نخواهد یافت . البته برای مطالعه روابط تولید اجتماع آینده که بدون شک هزار بار غامضتر از روابط تولید اقتصاد طبیعی قدیمی خواهد بود علم مخصوصی لازم خواهد آمد ، ولی در هر صورت ، آن علم ، اقتصاد نخواهد بود " . در اینجا این پرسش پیش میآید که اولا یا علم اقتصاد اختصاص دارد به اجتماع سرمایه داری ، و حتی در اجتماع اشتراکی اولیه و اجتماع فئودالیستی نیز علم اقتصاد معنی ندارد ؟ یا فقط در اجتماعاتی که با اراده و شعور و تدبیر اداره میشوند و قوانین طبیعی حکمفرما نیست اقتصاد نیست ، و هر جا که هست ، اقتصاد هم