نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨
نظر اسلام دور افکندنی نیست بلکه دور افکندنش ( اسراف ، تبذیر ، تضییع
مال ) حرام قطعی است . اشتباه از آنجا ناشی شده که اسلام با هدف قرار
دادن ثروت ، با این که انسان فدای ثروت شود مخالف است و سخت مبارزه
کرده است ، به عبارت دیگر پول پرستی را و اینکه انسان برده پول باشد ،
به عبارت دیگر اینکه انسان پول را به خاطر خود پول و برای ذخیره کردن و
اندوختن بخواهد که " « الذین یکنزون الذهب و الفضه و لا ینفقونها فی
سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم ». . . " [١] که نام این حالت حرص و
آز است ، و یا پول را فقط برای پرکردن شکم و برای عیاشی و بیکاری و
ولگردی بخواهد که نام آن شهوترانی است ، [ اینها را محکوم کرده است ] .
در این حالت پول خواستن توام است با دنائت و پستی و محو شخصیت انسانی
در پول و فقدان هرگونه شخصیت انسانی و شرافت معنوی . نقطه مقابل ، این
است که انسان پول را به عنوان یک وسیله برای فعالیت و عمل و تسهیل و
تولید بخواهد . در این صورت پول تابع آن هدف کلی است که انسان پول را
برای آن هدف میخواهد .
حدیثی است از رسول اکرم : « نعم المال الصالح للرجل الصالح » . مولوی
مضمون این حدیث را به نظم آورده میگوید :
| مال را گر بهر دین باشی حمول |
| نعم مال صالح خواندش رسول |
| آب در کشتی هلاک کشتی است |
| ور بود در زیر کشتی پشتی است |
[١] توبه / . ٣٤