نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨
و سلب این آزادی از او نیز ظلم و سلب حق طبیعی است . بالضروره افراد انسانها از لحاظ استعداد کار و از لحاظ چالاکی و پشت کارداری و نقطه مقابل آن یعنی تنبلی متفاوت آفریده شدهاند ، والبته طبیعت در ایجاد این تفاوت هدف دارد و فرضا از این نظر هدفی هم در کار نباشد مطلب از همین قرار است . علی هذا مجبور کردن افراد به این که با این که کار بیشتری انجام دادهاند محصول کار خود را به دیگران واگذارند ظلم و استثمار است . منع کردن آنها نیز از این که کار بیشتری انجام دهند و الزام به این که در حد ضعیفترین کارگران کار کنند ، آن نیز ظلم است هر چند استثمار نیست ، به علاوه در هر دو صورت مانع ترقی و پیشرفت و تکامل اجتماع است زیرا قبلا گفته ایم که دو چیز مانع رشد و ترقی اجتماع است و هر دو نوعی ظلم و اجحاف هم هست ، یکی حبس و توقیف مواد اولیه به وسیله مالکیت افرادی معدود ، که " لازمه رژیم سرمایهداری است ، و یکی حبس و توقیف منبع انسانی و نیروی انسانی و جلوگیری از مسابقه ، که لازمه رژیم اشتراکی است . در صورت اول از آن نظر که مشوق و محرکی قوی و نیرومند از افراد سلب میگردد و در صورت دوم عملا مانع فعالیت و کوشش افراد با این که تفاوت میان افراد احیانا از زمین تا آسمان است شدهایم . و اما مسئله اینکه زمین مثلا باید از ثروتهای عمومی باشد و یا چنانکه ما ثابت خواهیم کرد که ماشین از آن نظر که مظهر ترقی اجتماع است و محصول ماشین را نمیتوا ند محصول غیرمستقیم سرمایه دار دانست بلکه محصول غیر مستقیم شعور و نبوغ مخترع است و آثار شعور و نبوغ نمیتواند مالک شخصی داشته باشد پس ماشینهای تولید نمیتواند به اشخاص تعلق داشته باشد ، اینها مسئله دیگری