نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣
نان و زمین و میوه و فرش و غیره ، و بعضی دیگر ، ارزش و مالیت ندارند
و ثروت شمرده نمیشوند ، مانند نور و هوا ، و مانند زباله و خاکروبه ؟
دیگر این که تفاوت ارزش اموری که مالیت دارند از کجا پیدا میشود ؟
به عبارت دیگر منشأ قیمتها و تفاوت آنها چیست ؟ چرا دو چیز که هر دو
با واحد وزن یا کیل یا متر خرید و فروش میشوند و برابرند ، یکی از دیگری
گرانتر است ؟
اما قسمت اول : مالیت و ارزش پیدا کردن یک چیز تابع این است که
اولا به حال بشر مفید باشد ، یعنی یکی از حوائج بشر را رفع کند یا در رفع
آن دخیل باشد ، خواه آن که آن حاجت ، مادی و معاشی باشد یا غیرمادی ، و
خواه آن که عین یک شیء مورد استفاده واقع شود که بهرهمند شدن از آن ،
مساوی است با نابودی آن ، مثل نان و میوه ، و یا منفعت آن چیز ( منفعت
به اصطلاح فقه ) ، یعنی وسیله واقع شود که بدون اینکه عین مصرف شود ،
انسان حظ و بهرهای از آن ببرد ، مثل بهرهای که انسان از دیدن منظرهای ،
یا شنیدن آوازی [١] یا سکنی در خانهای پیدا میکند .
ولی حقیقت این است که منفعت ( به اصطلاح فقهی ) هر چند قابل مبادله
به مال هست ، ولی خودش مال و ثروت شمرده نمیشود . جمال یا آواز یا نطق
، وسیله جلب مال و کسب مال و قابل معاوضه به مال میباشد ، ولی خود
اینها مال و ثروت شمرده نمیشو ند . پس شرط مالیت این است که خود عین
باشد . از آنچه گذشت ، معلوم شد که شرط اول مالیت این است که شیء ،
مورد
[١] استفاده از آواز ، نوعی خاص است که جداگانه باید بررسی شود .