نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٣
فردی را به هیچ نحو صحیح ندانیم و یا عملا وجود نداشته باشد ، بحث از ارث بلا موضوع است . لهذا این دو بحث بهتر است توأم با یکدیگر تحت عنوان مالکیت وارث ذکر شود . لازمه نفی مالکیت فردی ، نفی ارث هست ، اما لازمه قبول مالکیت فردی ، قبول ارث نیست ، زیرا ممکن است کسی مالکیت را از نظر اولویت طبیعی میان کارگر و کار بپذیرد و غیر از کار ، موجبی برای مالکیت قائل نباشد ، و علیهذا ارث را از لحاظ قطع رابطه میان کار و مالکیت رد کند . سوسیالیستها مخالف مالکیت اموری که با کار شخصی تولید شده باشد نیستند ، ولی اغلب مخالف ارث میباشند ، کما این که ممکن است کسی طرفدار سرمایهداری ، ولی مخالف ارث باشد ، هر چند هنوز اطلاع نداریم همچو شخصی در دنیا وجود داشته است یا وجود دارد . اما ملازمهای میان سرمایهداری ، یعنی مالکیت ابزار تولید ، و قبول ارث نیست ، زیرا هر کدام از این دو - سرمایهداری و ارث - ملاک و مبنای جداگانه دارند . سوسیالیستها مدعی هستند که ارث بزرگترین مظهر بی عدالتی و بزرگترین عامل وجود سرمایهداری است ، بدون ارث ، سرمایهداری امکان پذیر نیست . این نظر البته صحیح نیست ، به دلیل این که تاریخ نشان میدهد سرمایهداران زیادی را که از پدر و مادر فقیر به دنیا آمدهاند و تدریجا ثروت کلانی که از نظر سرمایهدار مشروع است به چنگ آوردهاند . به هر حال لازمه پذیرفتن سرمایهداری ، پذیرفتن ارث نیست ، کما این که لازمه پذیرفتن مالکیت و ارث ، پذیرفتن سرمایهداری ، یعنی مالکیت ابزار تولید ، خواه وسائل طبیعی ، یعنی زمین و آب ، و خواه وسائل مصنوعی ، یعنی ماشینهای تولید ، نیست . . ٤ طرفداران ارث ، به نقل فلیسین شاله در جزوه