نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٢
جنینی باشد ( نقل از آنتی دمورینگ انگلس ) . در برابر وجود بیدادگریهای
اجتماعی و نبودن راه حلی متناسب با تحول اقتصادی ، انسانها همیشه تمایل
داشتهاند که در مغز خود سیستمهای اجتماعی بهتری به عنوان جانشین روشی که
موجب این بیدادگریها بوده است بسازند . سوسیالیسم در پایان قرن هجدهم و
آغاز قرن نوزدهم چنین بود . از توماس موربس تا لوئی بلان و از نظر
مردانی چون سن سیمون ، فدریه ، اون و کابه ، سوسیالیسم اساسا عکس العملی
است در قبال بیدادگریهای اجتماعی . امیل دورکهایم ، آن را " فریادی از
درد " میدانست . این نوع سوسیالیسم نه به تحولات اقتصادی متکی است و
نه به قوانینی که از وجود آنها بی اطلاع میباشد ، بلکه از عقل و ادراک و
روح عدالتخواهی مردم مدد میطلبد ، هم با تودههای مردم ، هم با هیئتهای
حاکمه ، هم با فقرا و هم با توانگران سر و کار دارد [١] . ما این نوع
سوسیالیسم را که تخیلی نام گرفته بود ، ادراکی مینامیم ، زیرا یک ادراک
روحی است ، ادراکی که به واسطه وجود بیدادگریهای اجتماعی برانگیخته شده
و لکن بجای آن که راه حل این بیدادگریها را در تحولات اجتماعی بجوید ، در
مغز آدمیان جستجو میکند " [٢] .
ایرادی که بر این بیان وارد است ، یکی این است که از طرفی سوسیالیسم
به اصطلاح تخیلی را عکس العملی از درد میداند ،
[١] این نوع خود دو نوع است ، یک نوع صرفا عکس العمل درد است که ارزش زیاد ندارد ، نوع دیگر بیداری روح و فطرت عدالتخواه بشر است که ممکن است از کانون رفاه هم برخیزد . [٢] چرا و به چه دلیل ؟ ظاهرا این ادعا هیچ علتی ندارد مگر محافظت بر اصول تصنعی ماتریالیسم تاریخی .