نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٦
انسان دارا میباشند نیست ، بلکه بشر همان طوری که بسیاری از چیزهای دیگر را اعتبار میکند ، مثلا ریاست و مرئوسیت ، و زوجیت ، و ممکن است عکس آنها یا عدم آنها را نیز اعتبار کند ، در مورد ارزش نیز چنین است . این نظر ، نقطه مقابل نظر سابق است . این نظر نیز باطل است ، هر چند در مورد پول و خصوصا پول کاغذی شاید بتوان گفت ارزش اعتباری دارد ، اما در مورد همه اشیاء نمیتوان گفت که ارزشها اعتباری و قراردادی است . ارزش و مالیت ، و همچنین مراتب ارزش ، نه ذاتی اشیاء است ، به معنی این که یک صفت واقعی شیء ، فی نفسه و قطع نظر از انسان باشد ، و نه اعتباری است ، به معنی این که قراردادی محض باشد و با حالت واقعی اشیاء بی ارتباط باشد ، بلکه صفتی است که از طرفی با حالت واقعی شیء مربوط است ، یعنی با خاصیت تکوینی اشیاء به حسب جنس و ماهیت و یا به حسب صفت عرضی یا عارضی آنها مربوط است و اشیاء به واسطه اثری که بر آنها مترتب است دارای ارزش میشوند ( نه به واسطه عملی که در ایجاد آنها صورت گرفته است ) ، و از طرف دیگر با انسان مرتبط است ، یعنی ارتباط با انسان است که منشأ انتزاع این صفت میشود . از این نظر ، ارزش ، نظیر مفید بودن و یا ملایمت است که یک صفت اضافی است ، ولی در عین حال ، عین مفید بودن و ملایمت نیست ، زیرا مفید بودن و ملایمت با انسان ، قابل کم و بیش شدن و بالا و پایین رفتن نیست اما ارزش این طور نیست ، ارزش و قیمت و مالیت و بها یا هر چه دیگر اسم بگذاریم نوساناتی پیدا میکند و مسلما این نوسانات مربوط به مفید بودن نیست . درجه مفید بودن نوسان پیدا نمیکند . عرضه و تقاضا در مفید بودن اثر ندارد ولی در ارزش و قیمت