نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٥
اجتماعی به هم میخورد ، عقاید و افکار و ارادهها و نیروهای افراد انبوهی دنبالروی فکر و عقیده و اراده شخص میگردد ، مانند باری که یک طرف سنگین و یک طرف سبک باشد ، بالاخره به منزل نمیرسد . اگر مالکیت شخصی باشد و ارث نباشد ، خطر فاصله طبقاتی زیاد نیست ، ولی اگر ارث در کار باشد ، سرمایهها از نسلی به نسلی منتقل ، و در اثر تراکم فعالیتهای نسلها ، سرمایههای افزایش مییابد و فواصل عظیم طبقاتی پدید میآید . جواب این است که اولا این دلیل که میگوید ارث سبب میشود که ثروت در نسلهای متوالی متمرکز گردد ، ضد استدلال دوم است که میگفت لازمه ارث ، فاسد شدن و تنبل شدن نسل است . ثانیا در اسلام مالیاتهایی به نام زکات و خمس وضع شده که خود به خود فواصل طبقاتی را کم میکند . ثالثا ، ارث اسلامی تقسیم و کوچک کردن مال است ، برخلاف ارث مسیحی که در اختیار مورث است . رابعا اصل دیگری در اسلام است که به حکومت شرعی و قانونی حق میدهد مالیاتهایی طبق مصالح اجتماع ، عنداللزوم به خاطر مصالح اجتماع ، مثل این که حاجت خاص اجتماعی پدید آمده ، و یا به خاطر حفظ تعادل اجتماع ، وضع کند . مالیات اسلامی منحصر به زکات و خمس نیست ، زکات و خمس ، مالیاتهایی است که برای همیشه در حدود نصاب و درآمد معین وضع شده و برای همیشه ثابت است . یک سلسله مالیاتهایی موقت است که در اختیار حکام است . از این جهت مانند مجازاتهاست که بعضی از آنها از طرف اسلام تعیین و تحدید شده ، چون قابل تحدید بوده ، مثل حد زنا ، سرقت ، قتل ، محارب ، سایر مجازاتها به نام " تعزیر " در اختیار حکومت است .