نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٩
وجود داشته باشد که قدرت ایجاد ارزش در آن نهفته است . ما در فصلهای پیش گفتیم که " ارزش " ایجاد نمیگردد مگر به واسطه کار ، و در بین تمام کالاهایی که در بازار مبادله وجود دارد ، نیروی کار ، یگانه کالایی است که قدرت کار در آن نهفته است . پس این کالا ( نیروی کار نه خود کار ) تنها متاعی است که میتواند سرچشمه ایجاد ارزش باشد . نیروی کار در گذشته ( دوره فئودالیته ، دوره بردگی روم قدیم ، دوره اقتصاد ساده تجاری ) کالای قابل خرید و فروش نبوده است . برای آن که نیروی کار به شکل کالا درآید دو شرط اصلی لازم است : اول آن که کارگر ( مالک نیروی کار ) شخصا ( رقبه ) آزاد باشد ، شرط دوم این که مالک ابزار کار نباشد تا مجبور شود نیروی کار خود را بفروشد " . این مقدمه برای فروش نیروی کار ، فقط در مورد کارخانه دار صادق است نه بازرگان ، و حال آن که مقدمه این فصل شامل بازرگان نیز بود . بعدا راجع به کیفیت شرکت بازرگان در ارزش اضافی کار تولید کنندگان بحث خواهد شد ، هر چند چنان که قبلا گفتیم ، به عقیده ما بازرگان گاهی تولید کننده را استثمار میکند و گاهی مصرف کننده را . سپس نویسنده در صفحه ٥٤ میگوید : " اینک که کالایی را که ایجاد کننده ارزش است پیدا کردیم و دانستیم که آن کالا نیروی کار است ، باید مطالعه خود را ادامه دهیم تا سرچشمه سود را نیز پیدا کنیم . اول ببینیم ارزش نیروی کار را چه چیز میتواند معین کند ؟ " سپس به این بحث میپردازد که ارزش هر چیز به واسطه