نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩١
در باب ارزش ، از لحاظ اقتصاد اخلاقی ، این مسئله مهم پیش میآید که اگر ملاک ارزش آنچنان که علمای کلاسیک گفتهاند و سوسیالیستها مخصوصا مارکسیستها آن را دنبال کردهاند کار باشد ، و ارزش هر چیزی عبارت باشد از مقدار کاری که در آن صرف شده ، از چند جهت اشکال پیش میآید : یکی این که چون هر چیزی یک ارزش واقعی دارد که عبارت است از مجموع کارهایی که روی آن صورت گرفته است و از آن جمله فعالیتهای واسطه مبادله مثلا تاجر ، پس فروختن خانه به زیادتر از ارزش واقعی ، دزدی و استثمار است ، و همچنین خانهای که مقدار معینی کار برای ساختمان آن صورت گرفته است نمیتواند مجموعا مال الاجارهای زائد بر ارزش کاری که در آن مصرف شده داشته باشد . خانهای که فی المثل صد هزار تومان مصرف آن شده است ، نمیتواند در ده سال تمام بهای خود را به دست آورد با یک چیز علاوه ، و خود نیز نیمه جان سر پا باشد . به هر حال روی این حساب ، ارزش نمیتواند جنبه قراردادی داشته باشد ، و رضایتها در قراردادها غالبا نوعی اغفال و کلاه گذاری و کلاهبرداری است که اگر طرف بفهمد ، اقدام نمیکند . علیهذا اشکال ارزش اضافی که در آینده از آن بحث خواهیم کرد ، بنابر اصل " ارزش = کار " در مطلق معاملات و اجارهها ممکن است جریان پیدا کند و اختصاص به سرمایه به اصطلاح معمولی ندارد . فقط دو چیز است که جواب این اشکال ممکن است باشد ، یکی انکار اصل مطلب که ارزش صد در صد بسته به کار است ، و ما کم و بیش در صفحات گذشته روی آن بحث کردهایم ، دوم این که با قبول اصل " ارزش = کار "