نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٩
جریان مبادله است . ولی از نظر اقتصاد که جریان واقعی را میبیند نه جریان اعتباری را ، اگر معامله نقد باشد ، در همان اول ، کالا و پول جریان پیدا میکنند ، و اگر نسیه باشد ، در مرحله اول کالای پارچه به تنهایی جریان پیدا میکند ، و در مرحله دوم ، یعنی فروش محصول ، کالای محصول و پول جریان پیدا میکنند ، و در مرحله سوم فقط پول جریان پیدا میکند . پس ماهیت نسیه از لحاظ اقتصادی مغایر است با ماهیتش از لحاظ حقوقی و اعتباری . ص ٤٩ : " . . . اگر پول کاغذی دارای پشتوانه طلا یا نقره یا جواهرات گرانبها نباشد ، اگر چه اسکناس صد هزار ریالی باشد ، به یک ریال حقیقی هم نمی ارزد " . مسئله اسکناس ، دو مرتبه بحث حقیقت ارزش را پیش میآورد که آیا ذاتی است ؟ یعنی هر جنسی ماهیة و طبعا دارای ارزش خاصی است چنان که قبلا اشاره شد یا اعتباری و قراردادی مطلق است به دلیل اسکناس ؟ و یا مربوط است به کاری که روی آن صورت گرفته ؟ و یا به چند چیز مرتبط است ؟ در باب خصوص اسکناس ، این بحث فقهی در معاملات ربوی پیش میآید که آیا خرید و فروش اسکناس با تفاضل ، حرام است یا نه ؟ معمولا فقهاء معاصر معتقدند که اسکناس خودش ارزش دارد . این نظر مبتنی بر این فرض علمی است که با اعتبار و قرارداد ، میتوان به چیزی اعطاء ارزش کرد . راه بیان آن این است که از طرفی جامعه احتیاج دارد به یک مقیاس ارزش و واسطه جریان ، بعد خودش یک شیء قابل کنترلی را مثل اسکناس ، اعتبار میدهد و از این حاجت