نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٨
در صورتی که طلا ماده نقضی است بر نظریه " ارزش = کار " زیرا کاری که روی طلا صورت میگیرد هیچ گونه تناسبی از لحاظ زمان و صرف نیرو با ارزش آن ندارد ، بلکه ارزش طلا معلول جهاتی است که خود نویسنده در صفحه ٤١ گفته است از : زنگ نزدن و کهنه نشدن و مرگ و میر نداشتن ، با دستمالی از بین نرفتن ، سهولت نگهداری ، قابلیت تقسیم به قطعات کوچک و اجزاء کسری ، قابلیت حمل و نقل ساده ، سهولت تمیز و شناختن آن به واسطه رنگ و آواز . ص ٤٨ : " از طرف دیگر گاهی خریدار پیش از پرداخت پول ، کالایی را میخرد و پس از مدتی پول آن را میپردازد . این نوع خرید و فروش را نسیه کاری مینامند . . . پس وقتی دهقان در پاییز پول کالایی را که در تابستان خریده است بپردازد ، در این حالت پول دیگر وسیله جریان و رواج کالا نیست ، زیرا کالا قبلا مبادله شده است . در این حالت میگویند : پول وسیله پرداخت است " . از نظر فقه ، معامله نسیه ، مانند معامله نقد است ، همان طوری که اگر در مثال بالا دهقان گندم حاضر خود را نقد بفروشد و با آن پول نقد پارچه بخرد ، دو معامله صورت گرفته است نه بیشتر ، دو مرحله بیشتر وجود ندارد ، اگر هم پارچه را قبلا نسیه بخرد ، باز دو مرحله بیشتر نیست ، پرداخت قرض را مرحله مستقل نمیتوان شمرد . در مرحله اول ، مبادله میان پارچه و پول کلی در ذمه دهقان است ، جریان مبادله تمام شده است . پرداخت آخر مدت ، خارج از