نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٥
کار مورد احتیاج ، به حسب شرایط صنعتی و انسانی متغیر است . تقلیل زمان کار ، اگر احتیاج اجتماع ثابت باشد و کالای عرضه شده نیز نسبت ثابتی با احتیاج داشته باشد ، و این تقلیل زمان کار ، مخصوص کالای بالخصوصی باشد ، در تقلیل بها مؤثر است قطعا ، زیرا طبق اصل ترتب که ما در قیمتها بیان کردهایم ، قیمتها تعیین میشود ، و تقلیل نسبی زمان کار ، مرتبه و درجه کالا را از لحاظ این که نیروی عرضه متوجه آن گردد عوض میکند ، ولی اگر تقلیل زمان کار ، عمومیت داشته باشد ، در تقلیل بها اثر ندارد ، یعنی با این که زمان کار تقلیل مییابد ، قیمتها پایین نمیآ ید ، و این خود بهترین دلیل است بر این که کار پایه ارزش نیست کما این که پایین آمدن قیمت در صورتی که تقلیل زمان کار در همه کالاها عمومیت نداشته باشد ، دلیل بر این است که عرضه و تقاضا نیز تعیین کننده بها نیست ، چنان که در " اصول علم اقتصاد " نوشین ص ٣٠ به نکته اخیر اشاره کرده است . از اینجا به خوبی صحت نظریه ما در باب پایه قیمتها مشخص میگردد . در ص ٣٢ در داخل پرانتز میگوید : " ولی از آنچه گذشت نباید چنین نتیجه بگیریم که شاهکارهای یک نقاش بزرگ بدین جهت بسیار گرانبها هستند که ارزش آنها شامل کار نقاشان دیگری است که نتوانستهاند بدین مقام شامخ هنری برسند ، خیر ، بلکه گرانبهایی آنها بدین سبب است که هر یک از آن شاهکارها در نوع خود یگانه و بیمانند است و ایجاد نظیر آن غیر ممکن میباشد و چنان که