نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢
لحاظ ارزش استعمال و مختلف از لحاظ صرف انرژی ، در بازار قیمت مساوی دارند ، نمیتوان گفت معلول هرج و مرج بازار است . ثانیا : اعتراف به این که تکنیک اجتماع و خبرگیها و چابکیها متغیر است و در نتیجه کار اجتماعات لازم ، متغیر است ، خود میرساند که اجتماع هیچ معدل زمان کارها ، یعنی زمان گونه بستگی به زمان کار ندارد ، یعنی ما زمان کار لازم نداریم ، نه زمان کار شخصا لازم و نه زمان کار اجتماعا لازم ، آنچه اجتماع به آن احتیاج دارد ، مقدار معینی کالاست که مساوی تقاضاها و احتیاجات مردم باشد ، خواه آن که آن کالاها را کار بشری ایجاد کرده باشد و خواه طبیعت و خواه فی المثل ورد و جادو ، و خواه آن که آن کالا در زمان بسیار قلیل تولید شده باشد و خواه در زمان طولانی . به هر حال آن چیزی که بها را تعیین میکند نه مقدار کار شخصی و نه مقدار کار لازم اجتماعی که به هر حال متغیر است نیست ، و البته عرضه و تقاضا به معنای نسبت خاص عددی نیز نیست ، بلکه [ تعیین کننده بها ] تقاضا و سطح توافق با اصول تنظیم کننده رفتار بشری در زمینه رقابت است . در صفحه ٣٠ پس از آن که توضیح میدهد که بهای آلومینیوم تا نیمه قرن ١٩ فوق العاده زیاد بود اما حالا ارزان میباشد زیرا به واسطه به کار بردن الکتریسته به سهولت ( با کار بسیار کم ) استخراج میشود ، میگوید : " این تجربه و مثال به خوبی نشان میدهد که تعریف و تعیین بها به واسطه عرضه و تقاضا امکان پذیر نیست . اگر مصرف آلومینیوم در سی ساله اخیر هشت هزار برابر افزایش یافته است ، نباید علت پایین آمدن بهای این فلز را در روابط عرضه و تقاضا