نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧
مهارت و تند و تیزی کار این سه نفر جوراب باف بستگی کامل دارد . . . بالنتیجه اگر شرایط تعادل اجتماعی بجا بماند ، یعنی عرضه و تقاضا معادل باشند ، فقط در این حالت ، فرضیه ما که عبارت از فروش یک جفت مطابق ارزش ذاتی است صحیح میباشد . . . " . یکی از مسائل این است که آیا کار یک ارزش ذاتی دارد که قطع نظر از هر قراردادی ، مساوی است با مقدار معینی کار دیگر ، و بالاخره با مبلغی پول که معرف آن ارزش ذاتی است ؟ و یا ارزش ذاتی وجود ندارد ؟ و بالاخره باید با قرارداد و تراضی ، ارزشها تعیین شود ؟ و اگر ارزش ذاتی در کار هست ، آیا راهی که در بالا ذکر شد ، برای تعیین آن کافی است ؟ که خلاصهاش این است : " اجتماع تقاضای مقداری معین کار دارد ، این مقدار معین را تعدادی کارگر انجام میدهند ، ولی در زمانهای مختلف . گاهی کار ، کمتر از احتیاج است و به پول گزافی به فروش میرسد ، و گاهی زیادتر از احتیاج است و به قیمت نازلتری به فروش میرسد . بالاخره نوسانات به آخر میرسد و تعادل برقرار میگردد و قیمت واقعی مشخص میشود . واحد اندازهگیری ، زمان است . باید دید زمان متوسط که برای هر واحد ، مصرف شده چقدر است ، و روی آن زمان ، قیمت معین میشود " . ایرادی که بر این [ بیان ] وارد است این است که چرا اگر تقاضا بیشتر بود ، در مثال فوق ، یک جفت جوراب به ١٢ ریال به فروش میرسد نه بیشتر مثلا ٦٤ ریال و چرا اگر عرضه زیاد شد ، از حد معین پایین تر نمیرود ؟ ثانیا اگر ناگهان به واسطه پیشامدی ، مثلا شیوع یک بیماری ، تقاضا زیاد شد ، با اینکه عرضه به قدر کافی از طرف همان کارگرها زیاد میشود ، باز قیمت بالا میرود ؟ چگونه