نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦
باشد . ( مثال افلح که مأمور پف کردن شد ) . در باب زمان نیز عین این
اشکال هست ، یعنی کار مساوی را دو نفر در دو زمان مختلف انجام میدهند ،
زیرا یکی زرنگتر ، و دیگری تنبلتر است ، یکی ماهرتر ، و دیگری ناشیتر
است . لهذا فرضیه " کار متوسط " را که آن را " کار اجتماعا لازم "
نیز میخوانند پیش کشیدهاند .
ص ٢٥ :
" مثلا میگوییم ١٢ ساعت کار یک نانوا برابر است با ٨ ساعت کار یک
کفشدوز . در نظر اول چنین به نظر میرسد که هر قدر برای تولید یک کالا
وقت بیشتری مصرف شده باشد بایستی ارزش آن بیشتر باشد ، ولی از این
نتیجه ، این عیب حاصل میشود که اگر در حقیقت قبول کنیم ارزش یک کالا
به واسطه وقتی که برای تولید آن مصرف شده تعیین میگردد ، بنابر این هر
قدر کارگر ، تنبلتر و ناماهرتر باشد ، البته برای تولید یک کالا وقت
بیشتری مصرف میکند ، و بدین جهت بیشتر ارزش ایجاد مینماید [١] .
فرض کنیم یک جوراب باف ، یک جفت جوراب را در شش ساعت میبافد ،
جوراب باف دیگر همان جوراب را در چهار ساعت ، و جوراب باف سومی ،
همان جوراب را در دو ساعت میبافد . این اختلاف ، از طرفی به ابزار کار
و از طرف دیگر به
[١] به علاوه لازم میآید انواع کارها یک قیمت داشته باشد ، مثلا عملگی و حسابداری و شاگرد صنعتگر و شاگرد نانوا ، و حال آن که بعضی از این کارها را بعضی استعداد دارند و بعضی دیگر فاقد این استعداد میباشند ، یعنی کار را فقط از لحاظ صرف انرژی نباید در نظر گرفت ، صرف انرژی در کار هر حیوان باربر هم هست . در کار انسان ، عمده ، سلیقه و ذوق و استعداد مخصوص است که مردم فطرتا و طبیعه نامتساوی هستند .