نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢
از کالاهای دیگر به واسطه میانجیگیری پول مبادله میگردد . بدین طریق به هر کالا مقداری " بها " که پول معرف و مبین آن است تعلق میگیرد . بهای کالا خود به خود در جریان مبارزه بین تولید کنندگان مستقل کالا و بین خریدار و فروشنده برقرار میگردد . نوسان ترقی و تنزل را بها در بازار ، فعالیت مؤسسات تولید کننده متفرق را تنظیم میکند و بین این فعالیت و احتیاجات مردم تعادلی برقرار میسازد . . ٣ ارزش استعمال یک کالا ، یا فایده آن ، بستگی به کیفیات طبیعی ، فیزیکی ، شیمیایی و مکانیکی آن کالا دارد و اول شرط لازم برای فروش آن کالا است . ولی چنان که پیش از این گفتیم ، ارزش استعمال نمیتواند مبین بها باشد ، زیرا از آنجا که بها در بازار در نتیجه روابط بین اعضای اجتماع مبتنی بر مبادله برقرار میگردد ، پس عواملی را که تعیین کننده بها میباشند نباید در خصال طبیعی کالا ، بلکه باید در روابط بین مردم جستجو کرد " . ارزش استعمال یعنی مفید بودن . مفید بودن ، هم به جنس بستگی دارد و هم به کاری که روی آن جنس صورت گرفته است . نوع جنس ، یعنی خصال طبیعی کالا در ارزش مؤثر میباشد . از همه عجیبتر برهانی است که نویسنده " اصول علم اقتصاد " نوشین اقامه کرده است که " چون بها در بازار در نتیجه روابط اعضای اجتماع مبادلهای برقرار میگردد ، پس عواملی را . . . " . اگر این طور است پس عامل تعیین کننده بها فقط باید عرضه و تقاضا باشد ، زیرا کار نیز ربطی به روابط اجتماعی ندارد . به علاوه ، چه ملازمهای میان این دو هست ؟