نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨
نمیتوان از خانه بیرون آمد . اگر کمی دقت کنیم میفهمیم که مفید بودن هم دلیل کافی و قاطع برای تعیین بهای اجناس نیست ، زیرا بهای نان از بهای توتون و سیگار بسیار کمتر است . . . اگر چنین باشد با کدام مقیاس عددی میتوانیم درجه احتیاج خود را نسبت به کالاهای معین بسنجیم ؟ ( بعدا راجع به مقیاس بودن عرضه و تقاضا بحث خواهد شد ) . از طرف دیگر باید بدانیم که درجه احتیاج بشر به اجناس مختلف و درجه مفید بودن آنها بسیار نسبی و متغیر است . مثلا فرض کنیم یک دانشجوی فقیر و یک تاجر ثروتمند برای خرید یک شلوار به دکان خیاطی بروند . . . " در اینجا نیز نویسنده میگوید مفید بودن ، دلیل کافی و قاطع نیست ، تلویحا عامل بودن آن را فی الجمله میپذیرد . ما برای این که به دست آوریم فلان شیء عامل هست یا نیست ، باید سایر شرائط را متساوی در نظر بگیریم و آنگاه ببینیم بود و نبود این عامل در شرایط متساوی مؤثر هست یا نیست ؟ یعنی مثلا باید در شرایطی که دو کالا از لحاظ جنس ، و از لحاظ میزان عرضه و تقاضا ، و از لحاظ میزان کاری که لازم است در تولید آن مصرف شود ، متساوی هستند و فقط از لحاظ مفید بودن و نبودن ، مختلف هستند ، ببینیم آیا این عامل مؤثر هست یا نیست ؟ اما بیان بالا فقط " تنها عامل بودن " این عامل را نفی میکند ، یعنی آن بیان ، منطقا برای اثبات دخالت عاملهای دیگر مفید است نه برای نفی دخالت این عامل . علیهذا ، بیان بالا خالی از یک نوع مغالطه منطقی نیست . پس بیان صحیح منطقی آن طور است که ما گفتیم ، و البته مطابق این بیان ، یعنی در شرایط متساوی از لحاظ جنس و کار و