نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩
است ، اینها نفی مالکیت فردی نیست ، الغاء مالکیت خصوصی نیست ، بلکه مالکیت اشتراکی در موارد خاصی است که موجبات آن اقتضا میکند در آن موارد ، مالکیت ، اشتراکی و اجتماعی باشد نه فردی ، همان طوری که در اسلام انفال از ثروتهای عمومی شمرده میشود . اسلام نه با قبول مالکیت عمومی در مثل انفال ، مالکیت فردی را به طور مطلق طرد کرده و نه با قبول مالکیت فردی ، مالکیت عمومی را نفی کرده است ، در آنجا که پای کار افراد و اشخاص است مالکیت فردی را معتبر میشمارد و در آنجا که پای کار افراد و اشخاص نیست مالکیت را جمعی میداند . علیهذا اسلام با اینکه طرفدار مالکیت جمعی بعضی سرمایههاست از آنجا که مالکیت اشتراکی در محصول کار افراد را نمیپذیرد مگر به رضایت و قرارداد آنها پس یک مسلک اشتراکی نیست نظیر سایر اشتراکیتها ، و از آن جهت که سرمایههای ط بیعی و صناعی را متعلق به شخص نمیداند به نوعی اشتراکیت قائل است . این است مقام اسلام در میان سرمایه داری و سوسیالیسم .