نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤
باید موجبات آن را تعیین کند . اکنون ببینیم قانون باید تابع چه مقیاسی باشد ؟ انسان باید تابع قانون باشد و قانون باید تابع چه باشد ؟ قانون باید تابع عدالت باشد . عدالت چیست ؟ آیا عبارت است از مصلحت اجتماع و آن چیزی که بهتر تعادل اجتماع را حفظ کند ؟ یا عبارت است از مساوات ، یا اعطاء کل ذی حق حقه ؟ اینها مطالبی است که در ورقههای عدل و عدالت اجتماعی بحث کردهایم . گفتیم که در تولید ثروت ، سه عامل ممکن است دخالت داشته باشد ، یکی از آنها طبیعت است ، طبیعت یعنی زمین ، دریا ، ابر ، باران ، هوا ، آفتاب . اکنون باید دید آن دسته از محصولات طبیعت که کاری روی آنها صورت نگرفته است مانند ماهیها و جواهر دریا ، علفهای کوهی ، جنگلها و معدنها ، چشمههای طبیعی ، خود کوهها و دریاها از آن جهت که میتوانند پناهگاه یا وسیله کشتیرانی باشند ، بدون آن که کاری روی آن صورت گرفته باشد قابل ملکیت هستند یا نه ؟ مسلما هیچ موجبی نیست که شخصی را مالک چنین محصولات طبیعی بدانیم ، زیرا چنانکه در جای دیگر گفته ایم موجب مالکیت یا باید فاعلی باشد و یا غائی ، یعنی یا باید شیء مملوک از آن جهت مملوک باشد که فعل و اثر شخص است ، و به عبارت دیگر محصول کار او است ، و یا از آن جهت که خود طبیعت که آن شیء را به وجود آورده و یا انسانی که آن شیء را به وجود آورده هدفش این بوده که این ثروت به فلان شخص معین تعلق داشته باشد . امور فوق را طبیعت به وجود آورده نه انسان ، طبیعت از نظر بعضی مکاتب فلسفی هدف ندارد ، از نظر بعضی دیگر هدف دارد اما هدفش همه انسانهاست نه شخص معین ، پس به هر حال علت ندارد که امور فوق ملک فرد باشد ، اگر بنا شود ملک باشد باید ملک جمع