نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢
که هرگونه تصرفی در آن ثروت بکند ، آن را به مصرف خود یا دیگران برساند و یا احیانا آن را تلف کند و معدوم نماید . مالکیت ممکن است فردی باشد و ممکن است جمعی و اشتراکی باشد ، یعنی میتوان فرض کرد که فقط یک نفر مالک ثروتی باشد و فقط او حق داشته باشد از آن استفاده ببرد ، و هم ممکن است عدهای یا همه افراد بالاشتراک مالک ثروتی باشند و بالاشتراک از آن بهره ببرند . زائد است که در مورد مالکیت بالاشتراک بحث شود که آیا ماهیت مالکیت بالاشتراک عبارت است از مالکیت جمیع افراد یا مالکیت جامعه و اجتماع ؟ در صورت اول باید چنین فرض کرد که با مردن هر فردی مال او به سایر افراد منتقل میشود ، سایر افراد بالسویه وارث او هستند ، ولی در صورت دوم مالک همیشه زنده است مگر آنکه اتفاقی بیفتد که آن اجتماع یا اجتماع بشری از ریشه منقرض و منعدم گردد . اولویتی که انسان برای خود نسبت به اشیاء خاصی قائل است غریزی بشر است . بعضی حیوانات نیز چنین اولویتی را به حکم غریزه درک میکنند . حیواناتی که جفت زندگی میکنند و آشیانه دارند نسبت به جفت و آشیانه خود چنین احساس غریزی دارند ، و نسبت به آشیانه و جفت دیگران احساس مخالف دارند . کودکان نیز نسبت به اسباب بازیهای خود اینچنین هستند . اما در عین حال نمیتوان گفت حیوانات مالکیت را اعتبار کردهاند ، اعتبار از مختصات انسان است ، آنها تصور کلی و مشخصی از مالکیت ندارند ، اعتبار در زمینه تصورات کلی است .