نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١
محال است ، پس باید دید اولا به چه دلیل اعتباری است ، و ثانیا حقیقت
اعتبار چیست ؟ ثالثا مالکیت چگونه اعتبار شده است ؟ اما این که بشر با
قرارداد ، مالکیت را اثبات یا سلب یا تعویض میکند دلیل بر اعتباری
بودن آن است . و اما این که اعتبار چیست ؟ امور اعتباری همواره به
منزله کپیه و فرد ادعائی حقایق میباشد . و اما این که مالکیت چگونه
اعتبار شده ؟ باید دید انسان در طبیعت چه مالکیتهای حقیقی و واقعی را
دریافته که از روی آن ، مالکیت اعتباری را اعتبار کرده است ؟
آنچه انسان در دنیای واقع از لحاظ مالکیت دریافته است ، مالکیتی است
که میان خود و افعال و قوا و اعضاء خود یافته است . انسان فکر خاصی را
از خود میداند ، زیرا واقعا وجود آن فکر متکی و مستند به او است ، اگر
او نبود آن فکر هم نبود . همچنین است رابطهای که میان خود و اعضاء خود
درک میکند .
انسان نظیر این ارتباط را میان خود و محصولاتی که صرفا محصول طبیعت
است ، یا محصول کار و طبیعت است ، یا محصول کار و سرمایه و طبیعت
است فرض میکند و در عالم فرض و اعتبار ، وجود خود را گسترش و توسعه
میدهد و با قرارداد اجتماعی آن را معتبر میشمارد [١] . پس از این فرض
و این قرارداد ، بشر برای خود نسبتی با بعضی ثروتها قائل میشود که معتقد
است این نسبت میان آن ثروت و دیگران نیست . به موجب این نسبت به
خود اجازه میدهد
[١] اثر این اعتبار بهره بردن و استفاده کردن و به مصرف رساندن است . بدیهی است که مالکیت ، حق بهرهبردن و استفاده و به مصرف رساندن ثروت را به مالک اختصاص میدهد . اینجاست که پای حیات و منافع دیگران ، و به عبارت دیگر پای عمل و زندگی به میان میآید ، اینجاست که باید دید از نظر سعادت بشر چگونه باید نظر دارد .