نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٧
گرسنگی خواهد مرد ، لکن او بدون ابزار تولید و سرمایههائی که به سرمایه دار تعلق دارد نمیتواند کار بکند ، لذا مجبور است برای سرمایهدار کار بکند ، یعنی قسمت عمده محصول کار خود را به او واگذار نماید " . از فروش کار کارگر که بگذریم ، تراستها که فروش کالائی را در انحصار خود قرار میدهند مصرف کننده را استثمار میکنند ، یعنی زیادتر از قیمتی که در صورت عدم انحصار در اختیار مصرف کننده قرار میگرفت از مصرف کننده میگیرند . ایضا " شاله " در ص ٥٣ درباره تراست میگوید : " دو عیب بزرگ دارد ، اولا بیشتر از بنگاههای کوچک بر کارگران فشار میآورد ، ثانیا به واسطه برقرار ساختن قیمتهایی که مورد نظر خود او است مصرف کنندگان را زیادتر استثمار مینماید " . ایضا در ص ٢٨ و ٢٩ میگوید : " او ( کارگر ) ناچار خواهد بود بدون فکر و اختیار مانند یک ماشین کار کند . این کار ناگوار و پرزحمت ، عضلات او را فرسوده میسازد ، سلامتی او را از بین میبرد ، فهم و شعور او را کم میکند ، روزگار او را سیاه میگرداند ، در مقابل این صدمات اجرتی میگیرد که کفاف معاش خود و خانوادهاش را نمیدهد . . . " در پاورقی میگوید : " قانونی را که مقرر داشته است مقدار دستمزد باید معادل آن حداقلی باشد که برای زنده ماندن کارگر و فرزندان او لازم است " قانون مفرغ " نامیدهاند " .