نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٦
و سرمایهداری از این نظر پیدا میشود . این علم نیز به نوبه خود اصول متعارفه و اصول موضوعهای دارد . اصول متعارفه و موضوعه این علم عبارت است از : الف . اقتصاد باید به نحوی باشد که موجب ازدیاد ثروت عمومی بشود ، را کد و ثابت نباشد ، متکامل باشد ، حداکثر استفاده از عامل طبیعت و عامل انسانی بشود . ب . عدالت و مساوات رعایت گردد ، به معنی اینکه تبعیضها و اولویتهای بیجا در کار نباشد . ج . فردی فرد دیگر را استثمار نکند . د . عدالت به معنی این که حقوق طبیعی افراد باید رعایت شود ، هم به این معنی که حق طبیعی یک فرد به او داده شود نه به فرد دیگر یا همه افراد دیگر و دولت ، و هم به معنی این که آزادی یک فرد محترم شمرده شود . میتوانیم آزادی را اصل علیحده بشماریم . و . احترام آزادی افراد در انتخاب کار . ز . آزادی افراد که خود یک اصل است و همچنین ازدیاد ثروت عمومی که خود اصل دیگری است باید محدود شود به سایر مصالح بشر ، یعنی باید منحصر به اخلاق عموم و معنویات بشر باشد . یکی از اصولی که در اقتصاد باید در نظر گرفت اصل تزیید ثروت ملی و تکثیر تولید است ، یعنی اقتصاد سالم آن است که جریان ثروت و منابع اولیه به نحوی باشد که بر ثروت که یگانه وسیله مادی و پایهای از پایههای زندگی است بیفزاید و قدرت ملی را در تحصیل وسائل مادی و معنوی زندگی مضاعف کند و این مشروط به دو شرط است ، یکی این که منابع ثروت آزاد باشد و دچار حبس و توقف