نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٧
ص ١٨ : " . . . ایجاد حاکمیت ملی شرط لازم برای وجود سوسیالیزم است " . حضرات برای این که سوسیالیزم خود را علمی معرفی کنند به این قناعت کردهاند که کاپیتالیسم که خود او از نظر ما انحرافی است از عدالت و سازمان معتدل اجتماعی خواه ناخواه به او منتهی میشود از راه این که راه حل دیگری برای مشکلات کاپیتالیسم جز بهم ریختن مبانی حقوقی آن نیست . اولا این که کاپیتالیسم خواه ناخواه به سوسیالیزم منتهی شود و نتواند به حیات خود ادامه دهد ، هر چند مورد ادعای سوسیالیستهاست ولی عملا خلاف آن دیده شده است ، پس صد در صد مورد قبول نیست . آری ، از نظر ما هر انحرافی آخر کار باید به اعتدال گراید . و ثانیا چرا علمی بودن سوسیالیزم فقط از این راه باشد که قوانین انهدام کاپیتالیسم و انجراء قهری به مالکیت اشتراکی ابزار تولید را بیان میکند ؟ چرا از راه حقوقی و مبانی طبیعی اجتماع انسانی نباشد ؟ از نظر اول آنقدر علمی است که کاپیتالیزم علمی است ، آنقدر درست است که کاپیتالیزم در ظرف خود درست است ، آنقدر حق و قابل دفاع است که کاپیتالیزم در مرحله خود قابل دفاع است ، و چنان که قبلا گفتیم ، بر فرض صحت این نظریه ، سوسیالیزم علم نخواهد بود ، حداکثر این است که بگوییم مارکس یکی از قوانین اجتماعی و تاریخی را کشف کرده است ، مارکسیسم یک مسلک در فلسفه تاریخ خواهد بود نه یک مسلک اجتماعی . مسئله عمده این است که آیا ما سوسیالیزم یا هر مسلک اجتماعی بشر را از قبیل ظهور یک حالت خاص و یک پدیده