نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٦
مبتنی است بر بررسی وقایع و تحقیق درباره قوانینی که این وقایع را
میآفریند ، و بهرهبرداری از تضادهایی که بر جامعه سایه افکندهاند ، و
تفهیم طبقات زجر کشیده به نقش تاریخی آنها در مبارزاتی که در پیش روی
دارند " .
در این که انسان و روح عدالتخواهی انسان ، خود عاملی است مستقل و اصیل
، و پیدایش اینچنین انسانهایی جزء قوانین طبیعت و خلقت است نظیر چشم
هستند برای پیکر انسان و حیوان و انسان ، تنها ، مخلوق تاریخ نیست ،
خالق و آفریننده تاریخ نیز هست ما تردیدی نداریم ، و در این که شرایط
مادی اجتماع ، خود عامل مؤثری است برای گردش تاریخ ، باز هم نباید
تردید کرد . سوسیالیزم به اصطلاح تخیلی ، نقش زمینههای مادی و تضادهای
اجتماعی و طبقاتی را نادیده نمیگیرد ، اما عامل تغییرات را منحصرا
تضادهای اجتماعی نمیداند . اما این که سوسیالیزم را از چه نظر باید علم
بدانیم ، مسئله مهمی است که احتیاج به توضیح دارد . ما در ورقههای "
اسلام و سرمایهداری و سوسیالیزم " گفتهایم که قوانین اقتصادی و اجتماعی
را از دو نظر میتوان مورد مطالعه قرار داد ، یکی از آن نظر که وقایع و
حوادث ، علت و معلول یکدیگر هستند ، و یکی از نظر این که انسان بهتر
است جامعه را چه جور بسازد که به سعادت
> مارکسیستها ادعا کردهاند درست باشد ، ماتریالیسم تاریخی علم است نه سوسیالیزم . مثل این است که بگوییم قوانین جنین شناسی حکم میکند که کودک به دنیا بیاید ، پس کودک علم است . این اشکال ، اشکال مهم و قابل توجهی است . حداکثر علمی بودن این است که راه علمی ایجاد و وصول به آن نشان داده شده است . پس سوسیالیزم ، علمی است نه علم . بهتر است که تعبیر علمی بکنیم ، نه علم آنچنانکه در متن آمده است .