نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٣
و از طرف دیگر میگوید از روح عدالتخواهی مردم مدد میطلبد . روح عدالتخواهی یعنی چه ؟ اگر ما به روح عدالتخواهی قائل باشیم ، تا حدی برای روح اصالت قائل شدهایم و بنابر این تفسیر مادی دچار اشکال میشود و آن نوع سوسیالیسم را صد در صد عکس العمل بیدادگریهای اجتماعی نمیتوان دانست ، زیرا روح عدالتخواهی ، علی الفرض ، در بشر هست ، عدالتخواهی تنها فریاد از ظلم نیست . ثانیا این که میگوید " این سوسیالیسم به جای این که راه حل این بیدادگریها را در تحولات اجتماعی بجوید ، در مغز آدمیان جستجو میکند " اگر مقصود این است که آن نوع سوسیالیزم فقط هنرش استرحام و جلب عواطف است نه وضع قوانین عادلانه ، میگوییم این ادعا دروغ است ، و اگر مقصود این است که تحولات اجتماعی را یعنی لزوم این که حتما دوره کاپیتالیسم برسد تا نوبه به سوسیالیسم برسد در نظر نمیگیرد ، میگوییم راست است و لزومی هم ندارد . به علاوه ، وضع شوروی از یک طرف و وضع کشورهایی که بدون آن که به کاپیتالیسم برسند ، سوسیالیست شدند ، ثابت نمود که سوسیالیسم یک مرحله مشخص از اجتماع بعد از مرحله کاپیتالیسم نیست ، همان طور که صرف فریادی از درد نیز نیست ، بلکه حقیقت این است که سوسیالیزم ، نظریهای است حقوقی و علمی مبتنی بر حقوق طبیعی افراد و اجتماع ، چنان که در پیش گفتهشد . به هر حال میتوان به نوعی سوسیالیسم ایمان آورد که بر اصولی طبیعی و واقعی در طبیعت و در عقل انسان بنا شده و مبنای یک سلسله قوانین است و هیچ لزومی ندارد که بشر پس از دوران کاپیتالیزم به آن برسد . آن سوسیالیزم عبارت است از مالکیت اجتماعی منابع طبیعی از قبیل زمین و آب و سوخت ، و بالاخره