نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٠
در صفحه ١٥ میگوید :
" برتراند راسل ، سوسیالیزم را این طور تعریف میکند : " سوسیالیزم
به معنی ، مالکیت مشترک زمین و سرمایه ، تحت یک شکل دموکراتیک
حکومت است و مستلزم آن است که تولید به منظور استفاده ، و نه به منظور
سودجویی هدایت شود . به علاوه ، تقسیم تولیدات بایستی به طور تساوی
انجام گیرد و در صورتی که این امر ممکن نباشد ، باید طوری باشد که لااقل
بتوان این عدم تساوی در توزیع را با تأمین منافع عمومی توجیه نمود " . . ٣ در صفحه ٨ ( مقدمه ) " سوسیالیسم " مینویسد :
" اگر سوسیالیسم را به عنوان عکس العملی در برابر بیدادگری اجتماعی ،
مورد نظر قرار دهیم [١] ، میتوان گفت از قدیمترین ایام وجود داشته
است و تحت عناوین گوناگونی ، نشانههایی از آن در ادوار قدیم دیده میشود
، و چنانچه سوسیالیسم یک شکل تاریخی مشخص جامعه تلقی گردد ، سرچشمه آن
در جامعه کاپیتالیستی خواهد بود و در این صورت باید گفت نظریه
سوسیالیسم ، در قرن نوزدهم پا به عرضه وجود گذاشته است " .
از این جملهها این طور فهمیده میشود که یک اصل اولا برای اینها مسلم
است و آن ، تفسیر مادی تاریخ است ، والا اگر برای فکر اصالتی قائل بشویم
، چه مانعی دارد که طرح سوسیالیسم در آغاز
[١] اگر مقصود از این عکس العمل ، صرفا فریاد یک مظلوم است ، مثل فریاد گوسفند در چنگال گرگ ، آن ، سوسیالیزم نیست ، دعوت به نجات است ، و اگر مقصود ، فریاد وجدان عدالتخواه است ، آن ، فلسفه دیگر دارد که میتواند مبنای سوسیالیزم واقع شود .