نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٤
این اشتباه از آنجا پیدا شده که در اجتماعات فاقد تعلیم و تربیت ، دیده شده که غالبا وراث ثروتمندان به سرعت بدبخت شدهاند . خیال کردهاند این جهت ، اثر مالکیت بدون کار است ، ندانسته اند اثر فقدان تعلیم و تربیت صحیح است . لهذا در جامعههایی که آموزش و پرورش کافی دارند چنین حوادثی کمتر رخ میدهد . اما دلیل سوم ، فاصله طبقاتی . اولا صرف این که اجتماعی دارای طبقات باشد و مردم در شرایط مختلف و نامساوی عملا زندگی کنند ، اگر وضع قوانین و اجراء آنها برای همه مردم یکسان باشد ، و این تفاوت مولود لیاقت و فعالیت خود شخص یا سلف او باشد ، ایراد ندارد . مال مشروع را برای فرزند به ارث گذاشتن عینا نظیر این است که خصایص طبیعی و هوش و استعداد از طرف مورث به فرزندان خود داده بود ، جامعه حق مطالبه داشت ، اما فرض این است که نه خصایص طبیعی و نه اموال مکتسب خود را از جامعه ندزدیده است . این گونه تفاوتها هر چند برای وراث نسبت به سایرین اکتسابی نیست اما دزدی و سرقت و استعمار دیگران هم نیست ، مثل این است که به شخصی از طرف دیگری هدیهای اعطا شود . به علاوه ، ارث مال همه مردم است ، مال یک طبقه خاص نیست . این قانون ، همه را تشویق میکند که هر چه میتوانند بهتر و بیشتر برای اعقاب خود که امتداد وجودشان است فعالیت کنند . اما اگر گفته شود : علاوه بر اصل عدالت و علاوه بر اصل مساوات ، یک اصل دیگر هم هست که در اجتماع باید رعایت شود ، و آن ، اصل توازن است . تفاوت اگر زیاد شد خواه ناخواه تعادل