نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٧
و پدر و مادر و همسر ، تقسیم و تجزیه میشود . اما راجع به دلیل اول : سخن طرفداران ارث مبنی بر این که نتیجه منطقی مالکیت ، حق ارث گذاشتن است ، درست نیست . مدعای سوسیالیستها در این که اجتماع هم ذی حق است درست است ، ولی دلیل سوسیالیستها و همچنین استنتاج آنها صحیح نیست . آنها میگویند به این دلیل اجتماع حق دارد که در ایجاد ثروت فرد شریک است ، زیرا فرد در حمایت اجتماع زندگی کرده و از زحمات دیگران - گذشتگان و حاضرین - استفاده کرده تا توانسته است این ثروت را تولید کند ، و جامعه در زمان حیات شخص فقط از حق خود صرف نظر میکند ، نه در بعد از فوت او . این ایراد درست نیست ، زیرا هر چند افراد از حمایت یکدیگر بر خوردارند ، ولی این حمایت متقابل است ، و فرض این است که ما مالکیت فردی را پذیرفتهایم . اگر این حمایت متقابل را سبب مالکیت اشتراکی بدانیم که موضوعی برای ارث نیست ، ولی اگر مالکیت فردی را برای خود شخص پذیرفتیم ، قهرا برای او اولویت تصرف و اختیاراتی قائل هستیم . در این صورت باید گفت چه دلیلی هست که این اختیارات ، محدود به زمان حیات است ؟ خلاصه این که بنابر قبول حق مالکیت فردی ، حق حمایت و حق تعاون غیرمستقیم افراد نسبت به یکدیگر ، طرفینی است ، همان طوری که این فرد از دیگران کمک گرفته است ، کمک هم داده است ، نتیجه این که محصول کار هر کس ، مال خودش و تحت نظر خودش ، حتی بعد از ممات . ثانیا " جامعه از حق خود در زمان حیات شخص صرف نظر کرده " یعنی چه ؟ ! مثل این است که مالکیت فردی را نتیجه بخشش