نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٧
. ٤ رؤوس الجبال و ما یکون بها من النبات و الاشجار و الاحجار و نحوها و بطون الاودیه و الاجام و هی الاراضی الملتفة بالقصب او المملوش من سائر الاشجار . . . . ٥ ما کان للملوک من قطایع و صفایا . ( مقصود این است که مختصات پادشاهانی که مغلوب اسلام میشوند جزء انفال است ولی همانطوری که در " شرایع " تصریح میکند مشروط به این است که معلوم الغصبیه و معلوم المالک نباشد ) . . ٦ صفو الغنیمة کفرس جواد و ثوب مرتفع و جاریة حسناء و سیف قاطع و درع فاخر . ( مقصود این است که اشیاء قیمتی غنیمت ، میان سربازان تقسیم نمیشود و در اختیار ولی امر تعلق میگیرد . بدیهی است که اشیاء قیمتی اگر به افراد و سربازها تعلق گیرد یا موجب تنازع میشود و یا مانند فرش کاخ مدائن که از نفائس بوده است تکه تکه و تقسیم و ضایع میشود ) . ٧ ارث من لا وارث له . . ٨ المعادن التی لم یکن لما لک خاص تبعا للارض او بالاحیاء . ( حدود تبعیت را ذکر نکردهاند ، بدیهی است که معادن زیرزمینی که از حدود تصرفات معمولی در زمین خارج است مانند نفت که در عمق سه هزار متری واقع است تابع زمین نیست ) . در " وسیله النجاش " باب انفال ، پس از ذکر مواد بالا میگوید : " الظاهر اباحة جمیع الانفال للشیعة فی زمن الغیبة علی وجه یجری علیها حکم الملک من غیر فرق بین الغنی منهم و الفقیر . نعم ، الاحوط ان لم تکن اقوی اعتبار الفقر فی ارث من لا وارث له . بل