نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٩
بیشتر او را متوجه کار و فعالیت میکند . به همان دلیل که میگویند رابطه کار و ثروت باید محفوظ باشد میگوئیم شرکت ابدان و وجوه و مفاوضه این رابطه را از میان میبرد . عیب دوم اینکه به روح انسان جنبه اتکالی میدهد . اما در بیمه عین هیچیک از این دو عیب نیست ، نه انسان را اتکالی میکند ، و نه رابطه کار و ثروت را قطع میکند . درست است که ثروت و عوضی که از بیمه میگیرد محصول دسترنج خودش نیست اما این پول را در عوض ماهانهای که داده میگیرد و نظیر پولی است که از دیگری به واسطه مالش میگیرد . اگر بیمه را عقلائی دانستیم با اینجا از زمین تا آسمان متفاوت است . این گونه شرکت ، مصداق گردش به باطل و اکل به باطل است برخلاف شرکت عینان . در وسیله ص ٣٧٥ میگوید : " لو اجر اثنان نفسهما . . . " از اینجا معلوم میشود که فقه اسلام چقدر با شرکت در عمل مخالف است . ملی کردن سرمایهها راه درآمد نامشروع را بر عدهای میبندد . تز " کار به قدر استعداد و خرج به قدر احتیاج " ، به عبارت دیگر " اشتراک در کار " راه درآمد مشروع را بر آنکه میخواهد کار بکند میبندد . هر چیزی که موجب شود عامل مورد استفاده ، مثلا زمین ، راکد شود یا عامل استفاده کننده ( عامل انسانی ) راکد شود مردود است . شرکتهای در کار اینچنین است . ایضا " وسیله " ص ٣٧٦ مسئلهای دارد که باید به آن توجه شود ، میگوید : اطلاق الشرکه یقتضی بسط الربح و الخسران علی شریکین علی نسبة مالهما . . . مراجعه شود . مقایسه با حق التألیف .