نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٤
مثلا دهقان چقدر ببرد و سالار چقدر و گاو چقدر ، آخر کار ، زراعت را میان خودشان تقسیم میکردند ، یا چند نفر بالاشتراک دیمه کاری یا گوسفندداری میکردند . اما مردم ملزم نیستند که هر کسی به قدر استعداد کار کند و به قدر احتیاج محصول بردارد . پس آن مقدار از سوسیالیسم از نظر منطق و از نظر اسلام قابل توجیه است که قسمتی از سرمایهها ، یعنی سرمایههای عمومی بالاشتراک باشد ، و اما کار بالاشتراک را که الزامی و اجباری باشد ، هیچ گونه نمیتوان از اسلام استنباط کرد ، مگر این که در موارد خاصی ، یعنی در زمینهای عمومی یا کارخانههای عمومی ، طوری باشد که کار فردی میسر نباشد ، و تازه اگر هم این طور باشد ، نه چنین است که مالکیت فردی در کار نیست ، بلکه محصول ، بالسویه یا بالتفاوت طبق قرارداد میانشان تقسیم میشود و هر فردی مالک فردی سهم خود خواهد بود . پس اگر مشخص اصلی سوسیالیسم را اشتراک سرمایه بدانیم ، اسلام یک مسلک اشتراکی است ، و اگر مشخص اصلی آن را اشتراک در کار بدانیم ، اسلام یک مسلک اشتراکی نیست . ما در ورقههای " اسلام ، سرمایهداری ، سوسیالیسم " مضار و مفاسد مالکیت سرمایه و منابع تولید را از یک طرف ، و مضار و مفاسد سلب مالکیت فردی را از محصول کار شخصی ، مفصلا ذکر کردهایم و منطق اعتدالی اسلام را مشخص کردهایم .