نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤١
کاری که صرف ایجاد آن شده میداند و ارزش واقعی نیروی کار را معادل مخارجی که صرف ایجاد او یا مثل او شده و میشود میداند ، و از طرف دیگر ، بازار و مبادله را تعیین کننده واقعی و لااقل تقریبی ارزش واقعی میداند ، ناچار باید بگوید چنان که میگویند که سرمایهدار ، مزدی که به کارگر میپردازد معادل ارزش واقعی آن است ، و از طرفی قادر نیست اثبات کند که سرمایه واقعا به شخص تعلق ندارد ، به اجتماع تعلق دارد ، فقط با دلیل ناقص ادعا میکند که اضافه ارزش به سرمایهدار تعلق ندارد و به کارگر تعلق دارد ، در صورتی که اگر واقعا سرمایهدار ، نیروی کار کارگر را به قیمت عادلانهای خریده است و سرمایه هم به شخص او تعلق دارد ، قهرا و قطعا اضافه ارزش هم به او تعلق دارد ، خواه آن که ایجاد کننده اضافه ارزش ، سرمایه باشد یا نیروی کار کارگر ، چون به هر حال اضافه ارزش را چیزی ایجاد کرده است که سرمایهدار به حق مالک آن بوده است . و اما قسمت چهارم : از نظر ما سود سرمایهدار از طرفی مربوط به این است که حقوق کارگر به قدر کافی به او داده نمیشود . ارزش کار کارگر بستگی دارد به مقدار مفید بودن کارش برای اجتماع . کارگر یک رکن اساسی اجتماع است ، همه به کار او محتاجاند . کارگر فقط حامی و محافظ حقوق ندارد ، والا باید عالیترین حقوق به او تعلق داشته باشد . این که در یک اجتماع ، یک مدیر کل بیمصرف ، ماهی دوهزار ، سه هزار تومان حقوق میگیرد ، ولی یک کارگر روزی ده تومان ، که اگر همه روزه بگیرد ، ماهی سیصد تومان میشود ، یک کار ظالمانه است . هیچ دلیلی ندارد که حقوق رفتگر