نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٠
مساوی است با مجموع کاری که صرف تولید و ایجاد آن شده است ، اما کاری که صرف تولید پولاد شده منحصر به کارهایی که برای انسان مفید است ، یعنی کارهایی که ایجاد ارزش میکند ، نیست . مانعی ندارد که پولاد صدها بلکه هزارها برابر کاری که انسان روی آن انجام داده است به نفع انسان انجام دهد ، همچنان که ابزارهای ساده مانند بیل و تیشه و تیر چوبی و چرم و نعل کفش نیز مجموع کاری که به نفع انسان میکنند با مجموع کاری که انسان روی آنها صورت داده مساوی نیست . گذشته از همه اینها ، سخن در این است که آیا ارزش هر چیزی مساوی است با ارزش اشیائی که صرف ایجاد آنها شده است ؟ و ما از اصل قبول نداریم که ارزش اشیاء بستگی دارد به مقدار کاری که صرف ایجاد آنها شده است ، بلکه بستگی دارد به مقدار اثری که از آنها برای انسان هست به علاوه ندرت وجود و قابلیت انحصار . و اما قسمت سوم : به عقیده ما کارل مارکس بیش از آن اندازه که سرمایهداری را ظالمانه جلوه بدهد ، عادلانه جلوه داده است ، آن را تبرئه و تطهیر کرده است . در کتاب " عقاید بزرگترین علماء اقتصاد " صفحه . . . میگوید : " کارل مارکس نظریه " ارزش = کار " را از علماء کلاسیک گرفت و لیکن به عکس آنها علیه سرمایهداری به کاربرد " . من میگویم مارکس نیز ندانسته آن را به نفع سرمایهداری به کار برد . اگر ما به شعارهای مارکس توجه کنیم ، او مخالف سرمایهداری است ، اما اگر شعارها را کنار بگذاریم و بخواهیم اصول فلسفه او را بپذیریم ، باید او را از یک نظر پایه گذار سرمایهداری بدانیم . مارکس پس از آن که ارزش هر چیزی را صد در صد به مقدار